شيخ ذبيح الله محلاتى
287
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
به عند العامة چنانچه خطيب بغدادي بترجمة او در تاريخ بغداد فراوان او را توثيق و تجليل كرده و ثناء بليغ او را نموده در كتاب كامل خود سند بعبد الرحمن بن عوف مىرساند كه گفت من در مرض موت ابى بكر بعيادت او رفتم و بر او سلام كردم و از حالش پرسيدم گفت به همين حالم كه مىبينى و بعد از سخنان چندى گفت دوست مىداشتم كه هتك حرمت خانهء فاطمه نكنم و او را به حالت خود بگذارم هرچند جماعتى در آن خانه باشند يازدهم ابراهيم بن سيار بن هانى البصرى المعروف بالنظام المتوفى فى حدود سنه 23 الذى هو من اعاظم شيوخ المعتزلة و كافى است در تبحر او كه استاد جاحظ بوده و اين نظام پسر خواهر ابو الهزيل علاف است و متبحر بودن نظام در فنون علم در نزد اهل سنت چون طشت از بام افتاده است او گفته است بتصريح تمام كه رسول خدا نص صريح نمود بر خلافت على بن ابى طالب و لكن عمر و ابو بكر آن را كتمان كردند و عمر بن الخطاب چنان فاطمه را بزد كه فرزندش محسن نام سقط شد « 1 » و نيز صلاح الدّين خليل بن ابيك الصفدى در كتاب وافى بالوفيات بترجمه همين ابراهيم بن سيار معروف بنظام « 2 » چنين گفته ( قال النظام ان النبى نص على ان الامام على عليه السّلام و عينه و عرفت الصحابة ذلك و لكن كتمه عمر لاجل ابي بكر رضي اللّه عنهما و قال ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى القت المحسن من بطنها الخ . و صفدي اين موضوع را طعن بر نظام گرفته ولى اين مشت به نيشتر كوفتن و آب در غربال بيختن است مطلب واضح و روشنتر از اين است كه بتوان آن را به اين حيلها مخفى و مستور داشت
--> ( 1 ) و نص عبارت نظام را محمد بن عبد الكريم شهرستانى كه در نهايت تعصب است در كتاب ملل و نحل خود ص 26 از جلد اول طبع ايران و در طبع غير ايران صفحه 72 چنين نقل كرده : ان عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى القت المحسن من بطنها و كان عمر يصيح احرقوها به من فيها و ما كان فى الدار غير على و فاطمة و الحسن و الحسين ( 2 ) بنا بر نقل جلد اول حديث غدير از عبقات الانوار طبع 2 ص 501